بالاجی سرینیواسان بار دیگر جنجالیترین نسخه از استدلال حریم خصوصی را مطرح میکند و آن را به یک بلاک چین خاص پین میکند: Zcash. در ویدئوی ۲۹ بهمن ۱۴۰۳ که در X به اشتراک گذاشته شد، سرینیواسان موضوع را به صراحت مطرح کرد: "انتخاب واضح است. یا Zcash یا کمونیسم"، و افزایش نظارت فعالشده توسط هوش مصنوعی را به آنچه او به عنوان اشتهای تازه برای مصادره ثروت توصیف کرد، مرتبط ساخت.
در یک پست بعدی، او استدلال کرد که هوش مصنوعی نظارت را از یک پروژه در مقیاس دولتی به چیزی نزدیکتر به یک سرویس بر اساس تقاضا تغییر داده است. او نوشت: "هر تکه اطلاعات آنلاین اکنون میتواند توسط هر دولت یا تعقیبکنندهای که قادر به اجرای یک مدل هوش مصنوعی است، یکپارچه، هضم و ترکیب شود... تا پروندهای کاملتر از هر چیزی که شورویها میتوانستند تصور کنند، تشکیل دهد."
تجویز سرینیواسان صریح بود: "هیچ راه حل جادویی واحدی وجود نخواهد داشت. اما هر چیزی که رمزگذاری نکردهاید میتواند و علیه شما استفاده خواهد شد."
سرینیواسان ادعای "کمونیسم به نظارت نیاز دارد" خود را در یک مثال تاریخی لنگر انداخت که قصد داشت نکتهای مدرن درباره دادههای رها شده مطرح کند. او گفت: "در سال ۱۹۱۸، در میان انقلاب بلشویکی، لنین دستور قتل ۱۰۰ 'کولاک' نزدیک را صادر کرد" و تأکید کرد که چنین دستوری "به یک لیست نیاز داشت": نامها، مکانها و جمعیتی که به راحتی نمیتوانست جابجا شود.
استدلال او این است که اینترنت این عدم تقارن را معکوس میکند اگر رمزگذاری به پیشفرض تبدیل شود. او گفت: "امروز، نئوکمونیسم بار دیگر در حال ظهور است. اما اینترنت میتواند بازی را تغییر دهد. اگر آن را رمزگذاری کنیم، هیچ لیست کاملی وجود ندارد. مکان ثابتی هم وجود ندارد. آنها نمیتوانند به چیزی که نمیبینند ضربه بزنند."
این مضامین به بحث طولانیتری در Never Say Podcast منتقل شد، جایی که سرینیواسان حریم خصوصی را به آزادی عملیاتی پایه مرتبط کرد. او گفت: "اگر تحت نظارت هستید، حاکم نیستید. اگر هر حرکتی ردیابی میشود... مزیت غافلگیری را ندارید. هرگز نمیتوانید چیزی راهاندازی کنید. هرگز نمیتوانید مشورتهای خصوصی داشته باشید."
آرجون خمانی، محقق ۱۹ ساله Zcash در این قسمت، زاویه هوش مصنوعی را از سمت کاربر تکرار کرد: "به خصوص با هوش مصنوعی، قادر بودن به تشخیص دقیق مکان شما... نمیتوانید بدون حریم خصوصی آزادی داشته باشید"، او استدلال کرد که پخش هر تراکنش و سیگنال زمینهای "دنیایی نیست... که من میخواهم در آن زندگی کنم."
پیشنهاد سرینیواسان به حریم خصوصی-بر اساس اصول محدود نبود. او Zcash را به عنوان یک پاسخ فنی به جایی که فکر میکند بازار در مورد مقیاسپذیری قرار گرفته، قرار داد: توان عملیاتی درون زنجیره برنده میشود و پیچیدگی مسیریابی بازنده است.
وقتی پرسیده شد چرا "Zcash باید مقیاسپذیر شود" یک "ضرورت اخلاقی" است، سرینیواسان واقعیت مقیاسپذیری بیت کوین را مقایسه کرد: صرافیها، متولیان و ورودیهای پایگاه داده با وعده غیرمتمرکزسازی که بسیاری از کاربران فکر میکنند در حال خریدن هستند. او گفت: "شبکه رعد و برق... آنها ۱۰ سال است که میگویند 'شبکه رعد و برق هر روز آنجا خواهد بود'"، و استدلال کرد که استقرارهای دنیای واقعی تمایل دارند به سمت "توپولوژی هاب و اسپوک" که شبیه ریلهای مالی سنتی است. او افزود: "در داخل یک بانک، سریع است... بین بانکها، آنها تسویه انجام میدهند" و پویایی را توصیف کرد که در پیادهسازیهای اصلی شبکه رعد و برق منعکس میبیند.
از آنجا، او استدلال کرد که رمزارزها به طور مؤثر به لایهها تقسیم شدهاند: بیت کوین برای تغییرناپذیری و برند، اتریوم برای قابلیت برنامهنویسی، و Solana برای اجرای ساده درون زنجیره در مقیاس. فرصتی که او برای Zcash میبیند ترکیب "مقیاسپذیری شبیه Solana" با تراکنشهای خصوصی است، با تکیه بر اثباتهای دانش صفر به عنوان "فناوری فشردهسازی" به اندازه محرمانگی. او گفت: "این همان چیزی است که بسیاری از مردم میخواستند بیت کوین باشد."
سرینیواسان همچنین تأکید کرد که حریم خصوصی لزوماً جایگزین شفافیت نمیشود، بلکه آن را تکمیل میکند. او استدلال کرد که دفتر کل عمومی بیت کوین میتواند یک ویژگی برای روایتهای اثبات ذخایر باشد، در حالی که طراحی خصوصی-بهصورت پیشفرض Zcash هدف مدل تهدید متفاوتی را دنبال میکند. خط پایانی او همزیستی است، نه فتح: او گفت: "ممکن است بیت کوین... و Zcash همزیستی کنند زیرا بیت کوین شفاف است و Zcash خصوصی است"، در حالی که پیشنهاد کرد "این میتواند لحظه Zcash باشد."
در زمان انتشار، ZEC در $۲۵۹.۱۸ معامله شد.




بازارها
اشتراکگذاری
این مقاله را به اشتراک بگذارید
کپی لینکX (Twitter)LinkedInFacebookایمیل
مدیرعامل Metaplanet به منتقدان در مورد بیت کوین پاسخ میدهد