خود را در اتاق خبر Rappler در طول چهار روزی تصور کنید که دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) در لاهه جلسات استماع را برای تأیید اتهامات جنایات علیه بشریت علیه رودریگو دوترته، رئیسجمهور سابق فیلیپین، برگزار کرد. در سراسر صفحهنمایشهای بزرگ در مرکز اتاق خبر، تلویزیونهای کوچک در چند گوشه دیگر، و مانیتورها در اتاق کنترل تولید، ارائههای وکلای قربانیان و مشاور مرد قدرتمند پخش میشد.
ما با استدلالهایی که میشنیدیم آشنا بودیم — حدود پنج ساعت هر روز، از ساعت 17:00 تا 22:00 به وقت ما در مانیل. گزارشهای گسترده و عمیق روزنامهنگاران ما درباره جنگ دوترته علیه مواد مخدر از یک دهه پیش باعث شد بدانیم چه انتظاری داشته باشیم. در واقع، در جلسات سردبیری و در دستور کار هفتگی که در هفتههای منتهی به جلسات استماع آماده کردم، سه دلیل به تیم میدادم که این را مانند هر پوشش خبری دیگری در نظر نگیرند:
(تماشا کنید روز اول، روز دوم، روز سوم،و روز چهارم. همچنین نکات برجسته را از 23 فوریه، 24 فوریه، 26 فوریه، و 27 فوریه بخوانید.)
با این حال، وقتی صدای دوترته شروع به پیچیدن در اتاق خبر کرد، بسیاری از ما خود را سردرگم یافتیم، آههای عمیق میکشیدیم، برخی احساس بیحسی خاصی داشتند، برخی با اشک میجنگیدند.
این چیزی بود که ما برای آن آماده نبودیم.
در طول تعطیلات جلسه استماعی که از لاهه پخش زنده میکردیم، یک پانل زنده با روزنامهنگاران و وکلا در استودیو داشتیم، و گزارشهای ویدیویی از دوران جنگ مواد مخدر را دوباره پخش میکردیم.
مادران زوزه میکشیدند. کودکان شیون میکردند. مظنونان وحشتزده برای زندگیشان التماس میکردند. پک-پک-پک — شلیک گلوله. آژیرها. "تاتای دیگونگ" به پلیس دستور میداد بکشد، بکشد، پسران دیگری را بکشد. دوترته سخنرانیهایش را با "P——g i—!" نقطهگذاری میکرد که به گونهای بیان میشد که یک فرد شایسته را وادار به عقبنشینی میکرد.
پس از شب اول پخش، در گوشههای اتاق خبر جمع شدیم، به صورت آنلاین با روزنامهنگاران در میدان گپ زدیم، از یکدیگر پرسیدیم پس از تماشا و شنیدن دوباره همه چیز چطور هستیم. May PTSD pala tayo. چطور تحمل میکنید؟
PTSD — اختلال استرس پس از سانحه. آیا ما در مورد این موضوع بیش از حد واکنش نشان میدهیم؟ آیا حق داریم از این تروما که دوباره ظاهر شده است موضوعی بزرگ بسازیم وقتی خانوادههای قربانیان، حتی وکلا و افرادی که برای کمک به آنها بسیاری چیزها را به خطر انداختند، درد عمیقتر و غیرقابل تصوری را تجربه کردند — و هنوز هم تجربه میکنند؟
لیان بوآن، خبرنگار ارشد تحقیقی ما که در لاهه بود، به من گفت:
گوش دادن به جوئل بوتویان در روز اول باعث خفگی من شد، مجبور بودم تمام خشونت را دوباره تجربه کنم. جلوی اشک چشمانم را گرفتم چون فکر میکردم اجازه ندارم. وقتی دادگاه در تعطیلات بود، سایر خبرنگاران با سابقهتر از من اجازه دادند چشمانشان اشکی شود. من این را به عنوان اجازه گرفتم که من هم میتوانم.
پس از تعطیلات، متوجه شدم در جیب کیفم دستمال مچاله شده دارم، پس آن را آوردم و از دستگاه اشعه ایکس عبور دادم. نگهبان دادگاه گفت میتوانم از سطل زباله آنها برای دور انداختن آن استفاده کنم. گفتم: "نه، ممنون. به آن احتیاج خواهم داشت."
جودز گاویلان، محقق ارشد ما که شریک میز کار لیان در طول پوشش خبری بود، گفت:
دنبال کردن جلسه استماع مقدماتی دوترته دوباره به من یادآوری کرد چرا در طول شش سال دوران ریاست او چندین بار به درمان رفتم. احساس سبکی سر کردم و دستانم بیحس شدند. فقط میتوانم تصور کنم این برای خانوادههایی که توسط قربانیان جنگ مواد مخدر پشت سر گذاشته شدهاند، چقدر شدیدتر باید باشد.
پیا رانادا، که خبرنگار ما در پوشش مالاکانیانگ در زمان دوترته بود، گفت:
فقط شنیدن صدای او — روش قاطعانهای که درباره متنفر بودن از انسانهای همنوع صحبت میکند، تحقیر آنها، کاهش انسانیت آنها — پوستم را میخزد و باعث میشود بخواهم از اتاق بیرون بروم.
باورش سخت است که تقریباً هر روز به مدت شش سال، این تقریباً موسیقی متن زندگی من بود. سپاسگزارم که، با وجود همه اینها، با حس حسن نیتم دست نخورده بیرون آمدم.
جایرو بولدو، که طرف پلیس جنگ مواد مخدر را پوشش داده بود، پخش زنده را برای دو شب تهیه کرد. بیش از تروما، این چیزی بود که در طول پخشهای مجدد احساس کرد:
تحقیر — تحقیر برای فیلیپینیهایی که هزینه آوردن خانوادههای قربانیان به جلسه استماع را زیر سؤال میبردند، اخبار جعلی درباره کیفهای [ظاهراً برند] قربانیان را منتشر میکردند. کاملاً DDS.
میشل آباد، خبرنگار Rappler، با لیان در لاهه بود. پوشش خبری برای او دایره کامل بود:
من یک روزنامهنگار دانشجویی در آتنئو در اوج جنگ مواد مخدر دوترته بودم، و اعتراضات پرخطری را که پلیسها بازدید کرده و سعی در پروفایل کردن داشتند، پوشش میدادم. تماشای پخش مجدد کلمات او در ICC به عنوان یک روزنامهنگار حرفهای چیزی است که هرگز تصور تجربه آن را نمیکردم، زیرا کلمات خود او — که در زمان بیان ترس را در میان ما ایجاد میکردند — اکنون بیقدرت بودند.
وقتی دادستانی و نمایندگان قربانیان خشونت قتلها و تروماهای پایدار آنها را بازگو کردند، هیچ راهی برای من برای یافتن دید مستقیم از چهرههای قربانیان وجود نداشت. و بنابراین واکنشهای آنها را در بازتاب پنجره گالری عمومی مطالعه کردم، یادداشتهایی از اشکهایی که دیدم میریزند در حالی که با اشکهای خودم میجنگیدم، یادداشت کردم. به مدت 10 سال، همیشه چالشی در مسیریابی روزنامهنگاری و اعتقادات خودم وجود داشت. آن چالش امروز ادامه دارد.
PTSD، به گفته کلینیک Mayo، "یک وضعیت سلامت روان است که توسط یک رویداد بسیار استرسزا یا وحشتناک ایجاد میشود — یا بخشی از آن بودن یا شاهد آن بودن. علائم ممکن است شامل فلشبک، کابوس، اضطراب شدید، و افکار غیرقابل کنترل درباره رویداد باشد."
هرگز در رؤیاهایمان فکر نمیکردیم که به طور کامل رنج خانوادههایی را که قربانی خشونت یک رهبر قاتل شدهاند، احساس یا درک کنیم. ما فقط میتوانستیم مبارزه آنها برای عدالت را در طولانیمدت احترام بگذاریم. اما ما همچنین زخمهایی را که به عنوان روزنامهنگار حمل میکنیم، تصدیق میکنیم، تا بتوانیم برای قربانیان، برای کشور، برای نسلهای بعدی فیلیپینیها (صرف نظر از اینکه اجدادشان اکنون از دوترته و جنگ مواد مخدر او حمایت میکنند یا مخالف هستند) شاهد باشیم.
اگر ICC تصمیم بگیرد پرونده علیه دوترته را به محاکمه بکشاند، این زمان خواهد برد — سالها؛ قطعاً سالها. و Rappler و روزنامهنگاران آن آن را تا انتها خواهند دید. آیا این تعهد را با ما خواهید داشت؟ میتوانید با کمک مالی به صندوق تحقیقاتی Rappler یا با پیوستن به برنامه عضویت ما، Rappler+، از کار ما حمایت کنید.
– Rappler.com


