جرد کوشنر در تختخواب بنیامین نتانیاهو بزرگ شد. این یک استعاره یا اغراق نیست. نتانیاهو، در طول دهه‌ها در بازدیدهایش از نیویورک، نزدیک بودجرد کوشنر در تختخواب بنیامین نتانیاهو بزرگ شد. این یک استعاره یا اغراق نیست. نتانیاهو، در طول دهه‌ها در بازدیدهایش از نیویورک، نزدیک بود

جارد کوشنر باید توضیحاتی ارائه دهد

2026/03/08 19:19
مدت مطالعه: 8 دقیقه
برای ارائه بازخورد یا طرح هرگونه نگرانی درباره این محتوا، لطفاً با ما از طریق crypto.news@mexc.com تماس بگیرید.

جرد کوشنر در تختخواب بنیامین نتانیاهو بزرگ شد.

این یک استعاره یا اغراق نیست. نتانیاهو، طی دهه‌های گذشته در بازدیدهایش از نیویورک، آنقدر به خانواده کوشنر نزدیک بود که، همانطور که نیویورک تایمز گزارش داد، در اتاق خواب دوران کودکی جرد می‌خوابید. جرد کوشنر مثل بقیه ما با تماشای نتانیاهو در اخبار بزرگ نشد. او با شناخت این مرد به عنوان چیزی نزدیک به یک نهاد خانوادگی بزرگ شد.

و آن مرد، که علناً گفته است "۴۰ سال" برای نابودی رهبری نظامی و سیاسی ایران "آرزو داشته"، همان مردی است که دولتش ممکن است در روزهای قبل از مهم‌ترین اقدام نظامی آمریکا از زمان حمله به عراق یا جنگ ویتنام، مستقیماً با کوشنر هماهنگ می‌کرد.

ما باید سؤالی را بپرسیم که واشنگتن رسمی از ترس، به دلیل در معرض خطر بودن، یا به دلیل گرفتار شدن در تب جنگی لحظه، از پرسیدن آن خودداری می‌کند: "آیا جرد کوشنر با حسن نیت روبه‌روی مذاکره‌کنندگان ایرانی نشسته بود؟ یا سعی داشت رهبری ایران را وادار کند با هم ملاقات کنند تا نتانیاهو بتواند همه آنها را در یک ضربه قطع سر واحد بکشد؟"

این چیزی است که ما می‌دانیم. دور سوم مذاکرات هسته‌ای بین ایالات متحده و ایران در ژنو در ۱۴۰۳/۱۲/۰۷ و ۰۸ به پایان رسید. وزیر خارجه عمان، که ماه‌ها میانجی مذاکرات بود، در آستانه بمباران به CBS News گفت که یک توافق "در دسترس ما" است و اینکه ایران کاملاً به خواسته‌های آمریکا تن داده و موافقت کرده است که هرگز مواد هسته‌ای برای بمب یا موشکی قاره‌پیما قادر به ضربه زدن به ایالات متحده تولید نخواهد کرد.

دور چهارم قبلاً برای هفته بعد در وین برنامه‌ریزی شده بود تا پس از بحث‌های نهایی در تهران، جزئیات فنی را بررسی کند. وزیر خارجه ایران به خبرنگاران گفت تیمش آماده است تا هر چقدر لازم باشد بماند و به صحبت ادامه دهد.

و سپس، کمتر از ۴۸ ساعت پس از پایان آن مذاکرات در سوئیس، بمب‌ها شروع به فرود آمدن کردند.

صبح ۱۴۰۳/۱۲/۰۹، شورای عالی امنیت ملی ایران برای جلسات در دفاتر خود گرد هم آمده بود. آن نهاد، که پرونده هسته‌ای ایران را مدیریت می‌کند و مهم‌ترین تصمیمات رژیم را می‌گیرد، دقیقاً جایی است که انتظار می‌رود رهبری ایران پس از یک دور مذاکره با آمریکا که وزیر خارجه خودشان آن را "تاریخی" خوانده بود، در آنجا بنشیند.

آنها تقریباً به طور قطع در حال بررسی اینکه آیا پیشنهاد آمریکایی کوشنر را بپذیرند یا رد کنند بودند. و طبق گزارش وال استریت ژورنال، اطلاعات آمریکا و اسرائیل تأیید کرده بودند که رهبران ارشد ایرانی در سه مکان که می‌توانند به طور همزمان مورد حمله قرار گیرند، جمع خواهند شد. اینکه چگونه این را می‌دانستند، همانطور که ژورنال با دقت یادآوری کرد، هنوز ناشناخته است.

به عبارت دیگر، کل دستگاه تصمیم‌گیری ایران احتمالاً در یک مکان جمع شده بودند زیرا آنها در میانه یک مذاکره فعال با جرد کوشنر بودند. مذاکرات یک پنجره قابل پیش‌بینی و قابل اطلاعات‌یابی ایجاد کرده بود.

دیپلمات‌هایی که بخشی از دورهای قبلی مذاکرات بودند، اکنون به خبرنگاران می‌گویند که طرف ایرانی به این باور رسیده است که فریب خورده‌اند، و تهران اکنون مذاکرات ویتکوف-کوشنر را، به قول خودشان، "یک حقه طراحی شده برای جلوگیری از انتظار و آماده شدن ایران برای حملات غافلگیرانه" می‌داند.

این ارزیابی رسانه‌های دولتی ایران که پس از یک شکست نظامی روایتی را می‌چرخانند نیست؛ این نتیجه‌گیری افرادی است که در اتاق بودند و با خبرنگاران آمریکایی، رسماً صحبت می‌کنند.

حالا بر روی آن چیزی را که درباره اینکه ویتکوف در روزهای قبل از نشستن با ایرانی‌ها با چه کسانی ملاقات می‌کرد، می‌دانیم، قرار دهید. او به اسرائیل پرواز کرد و مستقیماً توسط نتانیاهو و مقامات ارشد دفاعی اسرائیل توجیه شد و سپس، همراه با کوشنر، به عمان و ژنو پرواز کرد و روبه‌روی میز با مذاکره‌کنندگان ایرانی نشست.

مردی که شریک کوشنر (ویتکوف) را قبل از آن مذاکرات توجیه کرد — نتانیاهو — همان مردی است که در شب فرود بمب‌ها گفت "این ائتلاف نیروها به ما اجازه می‌دهد کاری را انجام دهیم که من ۴۰ سال برای آن آرزو داشتم." او حتی از راه دور تسلیم یا بی‌میل درباره احتمال شعله‌ور شدن خاورمیانه، شاید حتی برافروختن جنگ جهانی سوم نبود. او، در عوض، پیروزمند بود که بالاخره یک رئیس‌جمهور آمریکایی را وادار کرد کاری را انجام دهد که دهه‌ها بدون موفقیت برای آن فشار می‌آورد.

ما همچنین می‌دانیم که توضیحات رژیم ترامپ برای اینکه چرا حملات زمانی که اتفاق افتادند انجام شد، به تضاد آشکار فروپاشیده است. وزیر خارجه مارکو روبیو ابتدا به خبرنگاران گفت ایالات متحده ضربه زد زیرا اسرائیل به هر حال قرار بود حمله کند و ایران به نیروهای آمریکایی تلافی می‌کرد. سپس ترامپ به تلویزیون رفت و سناریو را وارونه کرد و گفت او ممکن است "دست اسرائیل را مجبور کرده باشد."

دو مقام ارشد دولت ظرف ۴۸ ساعت از یکدیگر دو داستان کاملاً متضاد گفتند، و هیچ کدام از داستان‌ها توضیح نمی‌دهند که چرا دیپلماسی که میانجی عمانی آن را از نظر ماهوی موفق خواند — که اساساً به آمریکا هر چیزی را که گفتیم می‌خواهیم داد — بدون دور نهایی رها شد.

هیچ کدام از اینها ثابت نمی‌کنند که کوشنر یک عملیات خیانت عمدی را برای متمرکز کردن رهبری ایران در یک مکان قابل کشتن اجرا می‌کرد. اما چیزی که ثابت می‌کند این است که سؤال کاملاً مشروع است و نیاز به پاسخ تحت سوگند دارد.

این اولین بار در تاریخ آمریکا نیست که چنین سؤالی باید پرسیده شود، یا اینکه به شهرت آمریکا در صحنه جهانی آسیب برساند. در اکتبر ۱۹۷۲، هنری کیسینجر جلوی دوربین‌ها ایستاد و به جهان گفت که "صلح در دسترس است" در ویتنام. مذاکرات پاریس، او به همه اطمینان داد، در آستانه پایان دادن به جنگ بودند.

اما این دروغ بود: دو ماه بعد، نیکسون عملیات لاین‌بکر II را دستور داد، شدیدترین کمپین بمباران در کل جنگ، که در دوازده روز تناژ بیشتری را بر ویتنام شمالی ریخت که در کل سال‌های ۱۹۶۹ و ۱۹۷۰ مجتمعاً ریخته شده بود.

موافقتنامه‌های صلح پاریس در ژانویه ۱۹۷۳ با شرایطی امضا شدند که مورخان جدی مدت‌هاست استدلال کرده‌اند به طور معناداری متفاوت از آنچه خیلی قبل از بمباران روی میز بود، نبودند. کیسینجر برای آن مذاکرات جایزه صلح نوبل را برد. اما همتای ویتنام شمالی او، ل دوک تو، از پذیرفتن سهم خود از جایزه خودداری کرد و گفت که صلح واقعاً به دست نیامده و ویتنامی‌ها فریب خوردند زیرا مذاکرات دروغی بیش نبودند. و او حق داشت: جنگ دو سال دیگر ادامه یافت و توسط جری فورد با سقوط سایگون پایان یافت.

سؤالی که از زمان آن مذاکرات ۱۹۷۳ جهان را آزار داده همان سؤالی است که امروز بر مذاکرات ژنو کوشنر سایه انداخته: آیا مذاکرات قرار بود با شرایط خودشان موفق شوند، یا صرفاً یک آماده‌سازی برای نابودی رهبری ایران بودند حتی اگر هر چیزی را که می‌خواستیم به ما دادند؟

همچنین سابقه رونالد ریگان وجود دارد. کمپین او به طور معتبر متهم به اجرای یک کانال پشت صحنه به ایران برای به تأخیر انداختن آزادی گروگان‌های آمریکایی نگهداری شده در تهران شد تا جیمی کارتر نتواند از تضمین آزادی آنها تقویت پیش از انتخابات بگیرد. دهه‌ها طول کشید تا چیزی نزدیک به تصویر کامل ظاهر شود، اما اکنون می‌دانیم که کمپین ریگان با موفقیت آن خیانت را فقط برای رساندن او به کاخ سفید در ۱۹۸۰ انجام داد.

ما این بار دهه‌ها نداریم. یک جنگ در جریان است و آمریکایی‌ها در حال حاضر در حال مرگ هستند. رهبری یک کشور مدرن و توسعه یافته نود میلیون نفری قطع سر شده است. و هر وزارت خارجه روی زمین در حال تماشا کردن و نتیجه‌گیری در مورد اینکه آیا دیگر هرگز به دیپلماسی آمریکا اعتماد خواهند کرد است.

اگر ایرانی‌ها درست می‌گفتند که آنها به یک جعبه کشتار "مذاکره" شدند، هیچ دولتی که با یک اولتیماتوم وجودی آمریکا روبه‌رو است دیگر هرگز نخواهد توانست دوباره حسن نیت ما را فرض کند.

آسیبی که این دولت به اعتبار آمریکا می‌زند انتزاعی یا موقت نیست: وقتی یک کشور از میز مذاکره به عنوان یک فرصت هدف‌گیری استفاده می‌کند، چاه را برای هر دولتی که بعد از آن می‌آید مسموم می‌کند.

کره شمالی در حال تماشا کردن است. همسایگان ایران در حال تماشا کردن هستند. چین در حال تماشا کردن است. دفعه بعد که یک رئیس‌جمهور آمریکایی یک فرستاده را جایی با یک پیشنهاد واقعی صلح بفرستد، چرا کسی آن را باور کند؟ ل دوک تو پاسخ آن سؤال را زمانی که کیسینجر شرکای مذاکره‌کننده ویتنامی خود را در ۱۹۷۳ خیانت کرد، می‌دانست. جهان ظاهراً اکنون دوباره آن را یاد می‌گیرد.

کنگره قدرت قانون اساسی و تعهد نهادی برای احضار کوشنر و ویتکوف پیش کمیته‌های تحقیق و پرسیدن مستقیم از آنها دارد: شما در طول مذاکرات ژنو در مورد برنامه‌های هدف‌گیری اسرائیل چه چیزی می‌دانستید؟ چه زمانی آن را فهمیدید؟ به شما دستور داده شد چه چیزی را به انجام برسانید یا به تأخیر بیندازید؟ آیا در طول خود مذاکرات با دولت نتانیاهو ارتباط برقرار کردید؟

مردی که در مرکز این دیپلماسی قرار دارد با رفتار با بنیامین نتانیاهو مانند یک عضو خانواده بزرگ شد. این دلیلی برای فرض گناه نیست، اما مطمئناً دلیلی برای خواستن پاسخ‌ها، با صدای بلند، اکنون، قبل از اینکه جنگ پرسیدن را غیرممکن کند، است.

  • جورج کانوی
  • نوام چامسکی
  • جنگ داخلی
  • کیلی مک‌اناني
  • ملانیا ترامپ
  • گزارش درادج
  • پل کروگمن
  • لیندسی گراهام
  • پروژه لینکلن
  • ال فرانکن بیل ماهر
  • مردم ستایش
  • ایوانکا ترامپ
  • اریک ترامپ
فرصت‌ های بازار
لوگو Notcoin
Notcoin قیمت لحظه ای(NOT)
$0,000389
$0,000389$0,000389
+1,09%
USD
نمودار قیمت لحظه ای Notcoin (NOT)
سلب مسئولیت: مطالب بازنشرشده در این وب‌ سایت از منابع عمومی گردآوری شده‌ اند و صرفاً به‌ منظور اطلاع‌ رسانی ارائه می‌ شوند. این مطالب لزوماً بازتاب‌ دهنده دیدگاه‌ ها یا مواضع MEXC نیستند. کلیه حقوق مادی و معنوی آثار متعلق به نویسندگان اصلی است. در صورت مشاهده هرگونه محتوای ناقض حقوق اشخاص ثالث، لطفاً از طریق آدرس ایمیل crypto.news@mexc.com با ما تماس بگیرید تا مورد بررسی و حذف قرار گیرد.MEXC هیچ‌ گونه تضمینی نسبت به دقت، جامعیت یا به‌ روزبودن اطلاعات ارائه‌ شده ندارد و مسئولیتی در قبال هرگونه اقدام یا تصمیم‌ گیری مبتنی بر این اطلاعات نمی‌ پذیرد. همچنین، محتوای منتشرشده نباید به‌عنوان توصیه مالی، حقوقی یا حرفه‌ ای تلقی شود و به منزله پیشنهاد یا تأیید رسمی از سوی MEXC نیست.