زمانی که جو بایدن به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد، او مکرراً اظهار میکرد که "آمریکا برگشته است" و دوباره با متحدان همکاری میکند. اما این واقعیت که ایالات متحده یک بار دونالد ترامپ را انتخاب کرد، برای اینکه جهان نسبت به این ادعا تردید داشته باشد کافی بود، و همانطور که ستوننویس نیویورک تایمز، کارلوس لوزادا مینویسد، نه تنها این بیاعتمادی "با بازگشت ترامپ به کاخ سفید تأیید شد، بلکه دوره دوم او ظهور یک "جهان پسا-آمریکا" را رقم زده است که ممکن است هیچ بازیابی از آن وجود نداشته باشد.
به عنوان شاهدی بر این موضوع، لوزادا به سخنان اخیر نخستوزیر کانادا، مارک کارنی، استناد میکند که هشدار داد: "نظم قدیم برنمیگردد. ما نباید برای آن سوگواری کنیم. نوستالژی یک استراتژی نیست."
به گفته لوزادا، "صلح آمریکایی، آن سیستم متحدان و نهادهای تحت رهبری ایالات متحده که منافع و ارزشهای آمریکایی را ترویج میکرد و به جلوگیری از درگیریهای عمده در دهههای پس از جنگ جهانی دوم کمک کرد، از بین رفته است و به طور غیرقابل بازیابی." ریاست جمهوری ترامپ آن متحدان را پارهپاره کرده و آن نهادها را تا جایی کاهش داده است که "تا کنون روشن است که ایالات متحده دیگر رهبر جهان آزاد نیست."
لوزادا از مثال جنگ ترامپ علیه ایران استفاده میکند، جنگی که ترامپ پس از یک سال دور کردن پیوسته متحدان، قبل از درخواست کمک از همان متحدان، آغاز کرد. وقتی آنها امتناع کردند، ترامپ با لافزنی مشخص پاسخ داد: "ما به هیچ کس نیاز نداریم. ما قویترین کشور جهان هستیم. ما تا حد زیادی قویترین ارتش در جهان را داریم. ما به آنها نیاز نداریم."
لوزادا میگوید: "آغاز یک جنگ تنها با یک متحد و سپس انتظار اینکه همه دیگران همسو شوند، نمونهای کامل از تنشهای ذاتی در رویکرد جدید آمریکا است. ایالات متحده منافع هژمونی را میخواهد، اما بدون پذیرش مسئولیتهایی که با آن همراه است - تضمین امنیت جمعی، ترویج باز بودن اقتصادی، پرورش متحدان حیاتی."
لوزادا مینویسد که در داخل کشور، نشانههای بیشتری از افول آمریکا وجود دارد. او به شکاف بین ادعاهای کتاب روزنامهنگار فرید زکریا "جهان پسا-آمریکایی" و رویکردی که لوزادا امروز میبیند، اشاره میکند.
در کتاب زکریا، او ایالات متحدهای را پیشبینی میکند که وضعیت ابرقدرتی خود را از دست میدهد تا نقش اداری جهانیتری را بر عهده بگیرد، اما هنوز از سطح بالایی از موفقیت و شناخت برخوردار است زیرا از "بهترین" آموزش عالی بهرهمند میشود، که به کشور کمک کرده است "در خط مقدم انقلابهای بعدی در علم، فناوری و صنعت" باقی بماند. او به مهاجرت به عنوان "سلاح مخفی" آمریکا اشاره میکند، زیرا ورود ایدهها، مردم و رشد اقتصادی را فراهم میکند.
اما همانطور که لوزادا اشاره میکند، "مهاجرت، تحقیقات علمی و آموزش عالی همگی در دوره دوم ترامپ مورد حمله قرار گرفتهاند." اقدامات ترامپ در این حوزهها و سایر موارد، کشور را در داخل کاهش داده و در عین حال شهرت آن را در خارج از کشور نابود کرده است.
در نتیجه، لوزادا مینویسد: "ما ممکن است وارد یک جهان پسا-آمریکا شویم، جهانی که در آن معنای آمریکا، اصول و ارزشهایی که این کشور مدتهاست برای آنها ایستاده است - گاهی در واقعیت، گاهی در آرزو - در حال محو شدن هستند." در همان زمان، همانطور که ایالات متحده به درون خود عقبنشینی میکند و روابط با متحدان را قطع میکند، توانایی آن برای رهبری صحنه جهانی در حال ناپدید شدن است.
لوزادا اظهار میکند: "این یک انحراف تاریخی است. یک ابرقدرت که آزادانه نقش رهبری خود را رها میکند، زیرا به این نتیجه رسیده است که رهبری برای احمقهاست."

