یک محقق جنگ، تضادی میان جنگ رئیسجمهور دونالد ترامپ با ایران و یک درگیری پیشین را برجسته کرده است.
درگیری نظامی ترامپ با ایران به عنوان یکی از شکستهای مهم دوره دوم ریاستجمهوری او ظهور کرده است. این جنگ که بدون مجوز کنگره آغاز شد، ثبات منطقهای را ویران کرده و اعتبار آمریکا را نزد متحدان سنتی خود زیر سؤال برده است.

در داخل کشور، این درگیری جنبش MAGA را دچار شکاف کرده است و چهرههای برجستهای مانند تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین آشکارا با جنگ به عنوان خیانت به اصول «اول آمریکا» مخالفت کردهاند.
مورخ هایی نگوئن معتقد است شباهتهایی میان واکنش ایران به حملات آمریکا و نحوه پاسخ ویتنام به استقرار نیروهای زمینی در دهه ۱۹۶۰ وجود دارد.
ستوننویس سالون، اندرو اوهیر، نوشت: «از همان ابتدای این درگیری، ایرانیها ضعف اساسی استراتژی آمریکا را شناسایی کردند که بر پایه انبوهی از فرضیات نادرست بنا شده بود؛ از جمله این پیشفرض که پیروزی کامل از طریق قدرت هوایی قابل دستیابی است (چیزی که هرگز در تاریخ جنگها اتفاق نیفتاده) و اینکه کشتن رهبران ارشد ایران باعث تسلیم یا فروپاشی رژیم میشود.
«ترامپ و پیت هگست و مارکو روبیو و هر کس دیگری به نحوی خود را متقاعد کردند — یا اجازه دادند نتانیاهو آنها را متقاعد کند — که دام آشکار هفالامپی را که درست جلوی چشمشان بود نادیده بگیرند؛ یعنی یک جنگ خارجی طولانی، پرهزینه و بسیار نامحبوب دیگر که احتمالاً ریاستجمهوری را به ورطه نابودی میکشاند.
«هایی نگوئن، محقق جنگ ویتنام در مدرسه کندی دانشگاه هاروارد، به [ستوننویس فارین پالیسی، مایکل] هیرش گفت که تاریخ را به معنای واقعی کلمه در حال تکرار میبیند. مانند ویتکنگ پنجاهوچند سال پیش، ایرانیها پاشنه آشیل ابرقدرت آمریکا را درک کردهاند: «آنها میفهمند که آمریکا میتواند هزاران تن بمب بریزد، اما صبر و تحمل یک جنگ طولانی را ندارد.»
«رژیم ایران با رد مذاکره، علیرغم خطر ویرانی بیشتر و سختیهای عظیمی که به مردم خود تحمیل میکند، از اصلی دیرپا که به ناپلئون نسبت داده میشود پیروی میکند: هرگز حریف خود را هنگامی که در حال اشتباه کردن است قطع نکن.»

