ریاست جمهوری دونالد ترامپ اکنون آمار کشتهشدگان انسانی دارد.
من این فیلم را قبلاً دیدهام. یا حداقل میدانم به کجا منتهی میشود.
در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰، زمان قابل توجهی را در کلمبیا از طرف سازمان بینالمللی امداد مستقر در آلمان که بیش از نیمی از عمرم با آن کار کردهام، گذراندم. من این داستان را در کتابم درباره آن تجربیات، راه پیامبر، به اشتراک گذاشتم و جزئیات یکی از «باشگاههای شکار» که در بوگوتا با آن روبرو شدم را شرح دادم.
اینها بیشتر مردان طبقه متوسط با اصل و نسب اروپایی (سفیدپوست) بودند، بسیاری از آنها پلیسهای غیرمأمور، که شبها با لباس استتار، تفنگهای پرقدرت و تجهیزات دید در شب بیرون میروند تا «لوس گامینس» تیرهپوست، حدود یک میلیون کودک خیابانی که بیشتر جرایم جزئی (و اغلب جدی) شهر را مرتکب میشوند، شکار کنند.
پس از آن، آنها به نوشیدن و جشن گرفتن میپردازند و کشتنهایشان را جشن میگیرند. برخی از باشگاهها حتی نام دارند، مانند «شکارچیان آهو» (cazadores de ciervos).
«باشگاههای شکار» اصطلاح من است (و میزبانم در بوگوتا)؛ در آن دوران، آنچه این مردان انجام میدادند «پاکسازی اجتماعی» یا «limpieza social» نامیده میشد و علاوه بر کشتن کودکان، آنها افراد بیخانمان، کارگران جنسی، افراد LGBTQ، مصرفکنندگان مواد مخدر و دیگرانی که آنها را «نامطلوب» برچسب میزدند را نیز هدف کتک زدن یا کشتن قرار میدادند.
همانطور که عفو بینالملل در یک بیانیه مطبوعاتی در سال ۱۹۹۳ اشاره کرد:
اما باشگاههای شکار کلمبیا در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ هیچ بودند، در مقایسه با آنچه ترامپ، میلر، هومن، نوئم، و دیگران امروز در آمریکا اداره میکنند.
تا کنون از زمانی که ترامپ عملیات آنها را به دست گرفت، آنها حداقل ۴۰ نفر را کشتهاند، هم در به اصطلاح «مراکز بازداشت» و هم در خیابانهای شهرهای ما، و بیش از ۷۰,۰۰۰ مرد، زن و کودک را در بیش از ۲۳۰ اردوگاه تمرکز زندانی کردهاند. و ترامپ به تازگی بودجه خدمات پزشکی را برای کسانی که در اردوگاهها هستند قطع کرده است، بنابراین انتظار داشته باشید که تعداد کشتهها به سرعت افزایش یابد.
برخلاف «داوطلبان» در بوگوتا، اراذل و اوباش ترامپ حقوق خوبی دریافت میکنند و تا ۲۰۰,۰۰۰ دلار درآمد دارند که شامل پاداش امضا، جایزه و مزایای دیگر است.
و آنها میتوانند به شکار بروند!
مانند اعضای باشگاه شکار در بوگوتا، اعضای امروزی باشگاه شکار ICE — تحت عنوان قانون و با تأیید قاضی دیوان عالی برت کاوانا و تشویق مقامات ارشد ترامپ — افراد را بر اساس تیرگی پوستشان انتخاب میکنند و به طور معمول درهای افراد قهوهایپوست را لگد میزنند یا آنها را از ماشینهایشان بیرون میکشند قبل از اینکه به آنها حمله کنند و حتی آنها را بکشند.
و در حالی که اعضای باشگاه شکار در بوگوتا فقط گاهی اوقات ماسک یا بالاکلاوا برای پنهان کردن هویت خود میپوشند، اعضای باشگاه شکار ICE میتوانند همیشه این کار را انجام دهند.
آمریکا — حداقل برای چند نسل گذشته — همیشه خود را بهتر از این میدانست.
این باشگاههای شکار ICE به صورت مخفیانه کار نمیکنند. آنها نشانهای (پنهان) میزنند. آنها از دلارهای مالیاتی شما و من حقوق میگیرند. آنها در پیامهای متنی خود درباره قتل و خشونت شوخی میکنند. آنها با قربانیان خود برای عکس ژست میگیرند.
و آنها میدانند — کاملاً میدانند — که افراد قدرتمند از آنها محافظت خواهند کرد. بالاخره، معاون رئیس جمهور ایالات متحده ادعا کرد آنها «مصونیت مطلق» از تعقیب دارند.
اما این حفاظت فقط در صورتی کار میکند که بقیه ما ساکت بمانیم.
باشگاههای شکار کلمبیا (عمدتاً) از بین نرفتند زیرا بیداری اخلاقی داشتند. آنها زمانی پایان یافتند که مردم بالاخره نه گفتند و پاسخگویی را تحمیل کردند. و امروز کشور هر بار که آن داستان گفته میشود، میلرزد. تاریخ به ما به طور دوپهلو میگوید که این نوع رسوایی چگونه پایان مییابد.
هر جامعه مدرنی که «شکار» فقرا، تیرهپوستان، افراد بدون مدرک یا افراد ناخواسته سیاسی را عادی میکند، در نهایت کشف میکند که تعریف قابل قبول فرهنگی از «نامطلوب» به گسترش ادامه میدهد.
امروز مهاجران قهوهایپوست هستند. فردا معترضان سفیدپوست (آنها قبلاً این کار را شروع کردهاند، ساختن یک پایگاه داده از «تروریستهای داخلی» که آنها را فیلم میکنند و حتی دسترسی آنها به TSA PreCheck را لغو میکنند). سپس روزنامهنگاران (آنها به تازگی به خانه خبرنگار واشنگتن پست هانا ناتانسون حمله کردند). سپس قضات (آنها قاضی هانا دوگان را دستگیر کردند).
سپس هر کسی که به اندازه کافی بلند دست نزند.
کلمبیا این درس را به سختی آموخت. همانطور که آلمان، شیلی و آرژانتین. همچنین جنوب آمریکا پس از بازسازی، زمانی که «گروههای تعقیب» و «سواران شب» به عنوان میهنپرست مورد ستایش قرار میگرفتند تا اینکه، در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، بالاخره به خودمان اعتراف کردیم که آنها واقعاً چه بودند و کاری در مورد آن انجام دادیم.
اما ما دوباره اینجا هستیم.
افرادی که امروز باشگاههای شکار ICE را اداره میکنند ممکن است اکنون احساس کنند دست نیافتنی هستند. بالاخره، افرادی مانند آنها همیشه چنین احساسی دارند. اما تاریخ رسیدها را نگه میدارد و با کسانی که انتخاب میکنند انسانها را شکار کنند کاملاً بیرحم است.

