کلمات اهمیت دارند. هنگام توصیف یک دولت، آنها ناگزیر بار اخلاقی دارند.
در طول ۱۶ ماه گذشته، ترامپ و منصوبانش به قدری عمیقاً دولت ایالات متحده را تضعیف کردهاند که باید از کلمات متفاوتی برای توصیف این افراد استفاده کنیم، نه کلماتی که برای توصیف تمام دولتهای پیشین به کار بردهایم.
اول از همه، نباید آنها را اصلاً «دولت» نامید. باید از آنها به عنوان رژیم یاد کرد.
رژیم ترامپ بهصراحت دستورات دادگاه را نادیده گرفته است. در بهمن ۱۴۰۴، یک قاضی فدرال (منصوب شده توسط رئیسجمهور جورج دبلیو بوش) تقریباً ۲۰۰ دستور را تنها از ناحیه مینهسوتا شناسایی کرد که ICE از ابتدای سال نادیده گرفته بود، و نتیجه گرفت که ICE «احتمالاً در دی ۱۴۰۴ بیشتر از دستورات دادگاه تخطی کرده است تا برخی آژانسهای فدرال در طول تمام دوره وجودشان.» رژیم همچنین قضاتی که علیه آن حکم صادر میکنند را بدنام کرده و خواهان استیضاح آنها شده است.
رژیم اختیارات کنگره را برای اعلان جنگ، وضع تعرفهها و تخصیص بودجه عمومی غصب کرده است. از تعرفهها به عنوان ابزاری برای اهداف سیاسی ترامپ استفاده میکند. رژیم در تلاش است تا آزادی بیان را خفه کند و منتقدان را ساکت نماید — در دانشگاهها، شرکتهای حقوقی و رسانهها.
ثانیاً، این رژیم توسط یک «رئیسجمهور» رهبری نمیشود، آنگونه که قانون اساسی ایالات متحده و قوانین و تاریخ ما رئیس قوه مجریه دولت ایالات متحده را تعیین کردهاند. قرار دادن عنوان «رئیسجمهور» قبل از نام ترامپ، قانون اساسی را توهین میکند. او یک اقتدارگرا است.
ترامپ بهطور غیرقانونی بیش از ۳۰۰٬۰۰۰ کارمند رسمی دولت را اخراج کرده است. او بازرسان کل را که مسئول پاسخگو نگه داشتن منصوبان سیاسی هستند، اخراج کرده است. او افشاگرانی را که علیه سوءاستفادهها اعتراض میکنند مجازات میکند. او به گروههای حاشیهای حمله میکند و تعصب را دامن میزند. او آشکارا مخالفان سیاسی را آزار میدهد. او به مجرمان محکوم شدهای که حامیان سیاسی یا کمککنندگان مالی هستند عفو داده است — از جمله کلاهبرداران خانههای سالمندان، رئیسجمهور هندوراس که ۴۰۰ تن کوکائین به ایالات متحده قاچاق کرد، و شورشیان ۶ ژانویه. او نیروهای فدرال را به ایالتها و شهرهایی که توسط مقامات دموکرات اداره میشوند فرستاده است.
ثالثاً، ترامپ هیچ علاقهای به حکومتداری ندارد. او فقط میخواهد اراده خود را تحمیل کند و از منصبش پول درآورد. بیتوجهی رژیم او به قانون به قدری عظیم است که آنچه را که به عنوان «حکومت قانون» میشناختیم نفی میکند. کلمه بهتری برای توصیف آن بیقانونی است.
در طول اولین ۱۶ ماه رژیم بیقانون ترامپ، مأموران مهاجرت به ۱۶ نفر، از جمله سه شهروند آمریکایی، تیراندازی کرده یا آنها را کشتهاند. سال گذشته افراد بیشتری در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک — در مجموع ۳۲ نفر — جان باختند، بیشتر از ۲۰ سال قبل از آن. افرادی که تنها به حضور غیرقانونی در ایالات متحده مظنون بودند، توسط مأموران مهاجرت نقابدار و مسلح، بدون برگزاری جلسه دادرسی، بازداشت یا اخراج شدهاند. افرادی که تنها به قاچاق مواد مخدر مظنون بودند، توسط ارتش ایالات متحده در آبهای بینالمللی، با نقض حقوق بینالملل، به قتل رسیدهاند.
در همین حال، ترامپ از قدرتهای خارجی هدایا میپذیرد. او بهصراحت کسبوکار رمزارز خانوادهاش را تبلیغ میکند و سیاستهایی را به نفع آن اجرا میکند. او از اداره درآمد داخلی به مبلغ ۱۰ میلیارد دلار شکایت کرده و اکنون در حال مذاکره برای توافق با وزارت دادگستری خودش است، که گزارش شده پیشنهاد داده هرگونه حسابرسی آتی اداره درآمد داخلی از ترامپ، خانوادهاش یا کسبوکارهایش را کنار بگذارد.
در نهایت، آزمون واقعی یک رئیسجمهور موفق ایالات متحده و دولت او (در نهایت دولت او) این نیست که چقدر قدرت انباشته یا چقدر کارها را پیش میبرد. آزمون واقعی این است که مردم آمریکا چقدر بهتر زندگی میکنند و دموکراسی ما چقدر قویتر شده است. با این معیارها، ترامپ و رژیم او نهتنها بیقانون هستند. آنها یک فاجعه هستند.
رابرت رایش استاد سیاست عمومی در برکلی و وزیر کار سابق است. نوشتههای او را میتوانید در https://robertreich.substack.com/ بیابید.


