هیچ نهادی نباید حقیقت را کنترل کند، بهویژه زمانی که این کار را برای پوشاندن پروندههای اپستین انجام میدهند.
کمیسیون ارتباطات فدرال در سال 1934 برای تنظیم امواج رادیویی ما (رادیو، تلویزیون پخش، سیم، ماهواره و کابل)، هم در داخل و هم در سراسر جهان تأسیس شد.
واژه "تنظیم" در اینجا بار سنگینی را به دوش میکشد. از اطمینان از اینکه اطلاعات حساس دولتی درباره جنگ جهانی دوم وارد جریان اصلی نمیشود تا حفظ امواج رادیویی عاری از فحش، نظارت FCC همیشه تعیین کرده است که چه چیزی شنیده و دیده میشود و چه چیزی نه. اما هرگز قرار نبود اخبار پخش شده را تنظیم کند تا از رئیسجمهوری که جنایات غیرقابل توصیفی علیه بشریت مرتکب شده محافظت کند.
قدرت آنها بهطور معروف در اثر کلاسیک جورج کارلین "7 کلمه کثیف که نمیتوانید در تلویزیون بگویید" خلاصه شد. این هنوز تقریباً درست است، اگرچه تلویزیون پخش راههای زیادی برای دور زدن محدودیتها پیدا کرده و تا آنجا که میتواند مرزها را جابجا میکند.
کسانی از ما که در دوران پیش از اینترنت بزرگ شدهاند هرگز نمیتوانستند تصور کنند که شخصی مانند برندان کار، دستنشانده بنیاد میراث، برای کنترل اطلاعات از طریق ادغامها و خریدهای متعدد رسانههای شرکتی نصب شود. که عجیب است، چون در دوران اداره اول ترامپ، کار هنوز درک درستی از نحوه عملکرد متمم اول داشت.
بله، تعجب میکنم که در هفت سال گذشته چه چیزی تغییر کرده است؟
هیچکس نمیتوانست چیزی شبیه آنچه شاهد آن هستیم را تصور کند وقتی که رئیسجمهور بیل کلینتون قانون مخابرات 1996 را امضا کرد، یک بازنگری عظیم در آنچه به عنوان یک سیستم قدیمی دیده میشد. در حالی که "هدف آن از بین بردن انحصارات در خدمات تلفن محلی، اجازه رقابت و مقرراتزدایی برای کاهش هزینههای مصرفکننده بود"، در واقع به شرکتها اجازه داد چندین ایستگاه رادیویی و تلویزیونی را در چندین شهر در سراسر کشور داشته باشند. این منجر به ادغام بین شرکتها شد، ثروتمندان قبلی را ثروتمندتر کرد، که سپس توانستند تصمیم بگیرند چه محتوایی از فرکانسهایی که خریده بودند پخش شود.
به همین دلیل است که هر کسی که در اواسط دهه 90 به رادیو گوش میداد، ناگهان شروع به شنیدن موسیقی یکسان زیادی در صفحههای مختلف کرد، صرفنظر از اینکه کجا زندگی میکردند. بیش از یک ایستگاه در یک بازار میتوانست لیستهای پخش یکسانی را پخش کند، مخاطبان را تقسیم کرده و انحصارات ایجاد کند. دیجیهای قدرتمند سابق که تصمیم میگرفتند چه چیزی روی آنتن برود، به پیروی از لیستهای پخش شرکتی پر از هنرمندان از لیبلهایی که با آنها رابطه داشتند کاهش یافتند. این پرداخت پنهانی بود بدون اینکه دقیقاً پرداخت پنهانی باشد، زمانی که مدیران لیبلهای ضبط هنوز میتوانستند سفرها را هزینه کنند و هدایا به ایستگاههای رادیویی بفرستند تا مطمئن شوند هنرمندانشان زمان پخش اضافی دریافت میکنند.
این باعث شد شرکتهای رادیویی پول خود را از دست بدهند و سپس ادغام شوند، و به همین دلیل است که اکنون iHeart Media، Audacy و Cumulus بر فرکانسهای متعلق به شرکتها تسلط دارند، ایستگاههای محلی و اجتماعی را خفه میکنند و موسیقی را تا جایی که همه چیز مانند یک مکدونالد شنیداری میشود همگن میکنند. مهم نیست کجای آمریکا هستید، رادیو اکنون یکسان به نظر میرسد به جای اینکه به شما حس محلی بدهد.
مهمتر از همه، به همین دلیل است که رادیوی گفتگوی جناح راست در صفحه AM منفجر شد و امروز هنوز بر آن تسلط دارد. آن افراد طمعکار در شرکتهایی مانند سینکلر آن فرکانسهای ارزان کوچکی را که کسی نمیخواست بلعیدند و امواج رادیویی را با تبلیغات پر کردند. تنها تلاش لیبرال برای جذب مخاطب به همان روش — آه، Air America، شما خیلی جلوتر از زمان خود بودید — توسط انحصار آنچه اکنون MAGA است کنار زده شد.
در سال 1996، هیچکس نمیتوانست تصور کند که یک خائن مسئول اخبار CBS قرار گیرد. باری وایس قبلاً داستانها را در 60 Minutes کشته و زمین بخش خبری را سوزانده است. اکنون او کل رادیو CBS را بسته است.
به عنوان یک دیجی رادیویی آلترناتیو سابق، این موضوع بسیار به قلب من نزدیک است. من یک بچه GenX هستم که در نیوجرسی بزرگ شدم، و همه اولین خاطرات موسیقی من به ایستگاههای رادیویی نیویورک گره خورده است. اولین کار روی آنتن من در سال 1993 بود، زمانی که موسیقی هنوز روی CD بود، و من نقاط تبلیغاتی را روی reel-to-reel ضبط میکردم، که سپس آن را به صورت فیزیکی با تیغ برش میدادم تا ویرایش کنم و سپس آن را به کارت 8 آهنگه منتقل کنم تا روی آنتن پخش شود.
تا زمانی که در سال 2004 در پورتلند، اورگان، شغل رویاییام را در KNRK ("94/7 Alternative Portland") به دست آوردم، رادیو در حال لذت بردن از آخرین سالهای شکوهمند خود بود. تا آن زمان همه چیز کامپیوتری شده بود، بنابراین یک ایستگاه میتوانست مقدار زیادی پول صرفهجویی کند با اینکه اساساً یک جوکباکس باشد بدون نیاز به انسانهایی که به مخاطبان بگویند تازه چه چیزی شنیدهاند، و مفهوم voicetracking (یک نفر در یک استودیو در یک شهر که به چندین ایستگاه در هر جایی که شرکت فرکانسهایی داشت پخش میشود) خیلی دور نبود.
در طول پنج سالی که روی آنتن بودم، به رئیسانم درباره ترکیب iPod، رادیوی ماهوارهای و اینترنت که هر قدرتی را که رادیوی زمینی باقی مانده بود نابود میکند هشدار دادم. متأسفانه در این مورد درست میگفتم، چون دیگر کسی به رادیو اهمیت نمیدهد به روشی که من میدهم.
به همین دلیل است که وقتی فهمیدم پروژه 2025 برای FCC چه برنامهای دارد، و همچنین صدای آمریکا (حداقل KKKari Lake در حال مقرراتزدایی است، بگوییم) نگران شدم.
بخش زیادی از سال 2024 را صرف فریاد زدن در پرتگاه (و مستقیماً به برندان کار در توییتر) درباره خطرات کنترل امواج رادیویی توسط ترامپ کردم. فکر میکنم همه شما به اندازه کافی دیدهاید که بدانید "NosTARAdamus" در این مورد نیز درست میگفت.
اما همه چیز از دست نرفته است، به لطف دموکراتها.
دادستان کل ایالت اورگان، دن رِیفیلد، برای جلوگیری از یک ادغام شکایت کرده است که شهر من، پورتلند، را با سه تا از چهار ایستگاه محلی اصلیمان متعلق به شرکتهای رسانهای که تسلیم ترامپ شدهاند باقی میگذارد. هفت ایالت دیگر نیز یک روز پس از اینکه FCC به خطر افتاده برندان کار خرید 6.2 میلیارد دلاری Nexstar از رقیب خود، Tegna را تأیید کرد، درخواستهایی برای دستورهای بازدارنده موقت ارائه کردند. و ایالتهای بیشتری باید در اسرع وقت وارد این موضوع شوند، زیرا کنترل رسانه توسط ترامپ نه تنها باید متوقف شود، بلکه باید لغو شود.


